بر بلندای این تپه ها ،

 آن جا که آرزوها ، هرگز به مقصد نمی رسند

پرنده ای را می شناسم،

که ریسمان پای بندی به خِردو منطق از گردنش رها شده و حالا

مثل باد ، در آسمان آبی احساسی غریب می تازدو اوج می گیرد

اما تا به کجا، خودش هم نمی داند....