بر بلندای این تپه ها ،
آن جا که آرزوها ، هرگز به مقصد نمی رسند
پرنده ای را می شناسم،
که ریسمان پای بندی به خِردو منطق از گردنش رها شده و حالا
مثل باد ، در آسمان آبی احساسی غریب می تازدو اوج می گیرد
اما تا به کجا، خودش هم نمی داند....
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 13:53 توسط سعیده
|