درختان به من آموختند: پایبندی هرکس به اندازه ریشه اوست ، به هر درختی نمیتوان تکیه کرد...

درختان به من آموختند: پایبندی هرکس به اندازه ریشه اوست ، به هر درختی نمیتوان تکیه کرد...

نهان کنم: درون می سوزد!
عیان کنم: آبرو سوزد!
مانده ام چه کنم...
شبها تا صبح بیدارم.... خوابهم با ماقهراست....دیگر به سراغ ما نمی اید....ارام نیستم.... دل کوچکم میلرزد..... تورا میجویم .... ببین چشمهایم با من قهر است ... شده بی فروق وکم سو..... تورا میجوید از بس.... میان این همه شلوغی.... تو کجای..... بیابم تورا یک درد ....نیابم تورا درد دیگری دارد...
هیچ نمی فهمم
فقط همینو می فهمم ک
دلواپس دلمی
من ی دل خلوت بیشتر ک ندارم
پس

این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم
تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم pasteکنم…
شاید از این تنهایی خلاص شدم…
...
کاش
ای کاش
کاش ها شدنی می شدند
کااااااااااااش
کاش روزی می رسید که همه خوشحال و خوشبخت کنار کسایی که دوست دارن
زندگی کنن
تا آخرینش هم ما باشیم
پس به امید اون روز زندگی رو با همه سختی هاش پشت سر میزاریم
پس از امروز یه یاعلی بگیم و بلند شیم واسه زندگی دوباره
یا علی
یک کلمه نیست ...
گاهی معنی دارد !!!
کجایی یعنی چرا سراغم نمیگیری ؟
چیکار میکنی ؟ ....چرا نیستی ؟
دلم تنگ شده لامصب ! برام مهمی ...
یعنی بیادتم ... یعنی نگرانتم....و یعنی ...!!!
حــــــیـــــــف !!!

نمی دانستم لمس خیالت هم٬وضو می خواهد...
سکوت
مرا به به تو خواهد رساند
ای صدای زندگی
در چهره ی عشق
به کدامین
محراب عشق
نماز عاشقی را ادا می کنی
من وضوی عشق را
به نیت دستان تو گرفته ام....
نویسنده: مهدی
روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند
در روز موعود همه ی مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند،
.................................................
کاش می شد زندگی دقایقی از حرکت بایستد
و می شد از مسیر زندگی پیاده شد
و انوقت اسوده و رها پر بگیری به هر جا که می خوا هی سفر کنی
کاش می شد ثانیه ها رامتوقف کرد
و با نگه داشتن عقربه ها زمان را نگه داشت
و مثل کودکان بدون فکر و خیال
ساعت ها در کوچه های ذهن به بازی مشغول بود
کاش می شد به عمر گفت کنار بکش !!
من بدون تو این زندگی را می خواهم
کاش می شد زندگی کرد بدون هیچ خیالی
کاش می شد .. کاش می شد ...
نویسنده : حسن
عشق ان است که هر لحظه به یادش باشی
لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه بی کسیم بود، طوفان تو آن را از من
گرفت! کجای دنیای تورا گرفته بودم؟...
خدا درجواب گفت:
ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تواز
کمین مار پر گشودی.
چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به
دشمنیم برخواستی...
بــــــاور نمی كنم
اینگونه عاشقـانه
در مـن ، حبس شده باشی!!
بگو با چه جادوئی
مرا اینگونه نا عادلانه وقف خودت كردی؟

خوشی با خوبی فرق دارد؛
به خاطر خوبی ها؛
از خیلی خوشی ها؛
باید گذشت ...

که درست در همان لحظه ای که حس میکردم
او را پیدا کرده ام ....تنهاترین بودم
او چگونه توانست احساس ذوق مرا بدون اینکه بخواهم
به زیباترین شکل به تصویر بکشد !!!!
%20-%20%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87_files/95290325930041192361.jpg)

%20-%20%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87_files/95290325930041192361.jpg)
مهم نیست اگر انسان برای کسی که دوستش دارد
غرورش را از دست بدهد
امــــــا فــــــاجــــعـــــه اســـــت
اگر برای حفظ غرور
کسی را که دوست دارید
از دست بدهید !!!

"اگر هم احساس کردی رسیدی ته خط"....
یادت بیار که معلم کلاس اولت گفت:نقطه سر خط.....


