که به هر صبح تو را می دیدم می کشیدم همه اندام تو را در آغوش سرو اندام تو با آن همه پیچ آن همه تاب آنگه از باغ تنت می چیدم
گل صد بوسه ناب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 13:49 توسط سعیده
|
میدانم......... می دانم بعد از هر خنده ی من گریه ی طولانی است من پس از هر خنده خود میترسم که دگر اشک ندارم که رها سازم و در نوبت خنده دیگر باشم! ....... لعنت به اونی که بهترین روزاتو براش گذاشتی و اون تو بدترین روزا تنهات گذاشت . . . . . ....... حــــواست بـہ دلت باشد . . . آن را هـ ــر جایــ ـی نگــذار! ایــن روزهــــــا دل را میــدزدند . . . بــعد ڪہ بہ دردشـــان نـخــورد جـای صـــندوق پـست آنــ ــرا در سطل آشـــــغال مے اَندازند ! و تــو خوب مـیـــدانے دلے که اَلمثنے شد! دیــگر دِل نمـیشود. . . ....... کم کم یاد خواهی گرفت !