من با تو می نویسم و می خوانم
با تو راه می روم و حرف میزنم
و از شوق این خیال که دستم به دست توست
من جای راه رفتن پرواز می کنم...
آن لحظه ها که مات در انزوای خویش
یا در میان جمع خاموش می نشینم
موسیقی صدای تو را گوش می کنم...
گاهی میان مردم در ازدحام شهر
غیر از تو هر چه هست فراموش می کنم...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۹ ساعت 12:45 توسط سعیده
|