اسیر . . .
قفسم را مشكن...
تو مكن آزادم...
گر رهايم سازي...
به خدا خواهم مرد...
من به زندان تو عادت كردم...
با تو احساس سعادت كردم...
بگذار تا عمري هست...
من بمانم چو اسيري به حريم قفست...
+ نوشته شده در شنبه ششم آذر ۱۳۸۹ ساعت 15:41 توسط سعیده
|