دارم از نگاه گرمت میرسم به اوج باور

باورم کن که تویی تو.تو همون فرصت آخر

دستای سرد غروب و باز رو شونه هام می بینم

واسه طلوع خورشید باز به انتظار می شینم

اما از اول قصه آخرش رو میشه فهمید

تو باید باشی که بازم بشه عاشقونهخندید