خداحافظ گل لادن

تموم عاشقا باختن

ببین گریه هام از عشق

چه زندونی برام ساختن

         

یکی با چشمهای نازش

دل کوچیکمو لرزوند

یکی با دست نا پاکش

گلای باغچمو سوزوند

       

نشد تا بغض چشمهاتو

به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب

غم بارونو بردارم

       

نمی دونی چه دلتنگم

از این خواب زمستونی

تو که بیدار بیداری

بگو از شب چه می دونی

       

تو این رویای سردرگم

خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی

تو دست سرد این مردم

       

هیچ کس نمی تو نه

طلسم بغضو برداره

از این پاییز دیوونه

خداحافظ خداحافظ...