نم نم بارون

 تو شبای بی ترانه به خیال تو نشستم 

اما هر چی دیده بستم تو نیومدی شکستم

هنوز از تو جون می گیره عطر شورانگیز پونه

روی گیسوی تو مونده بارونای دونه دونه

ترا از رویا گرفتم از چراغ و شور و مستی

با تو زندگی مو ساختم توی قلب من نشستی

ظهر خواب آلوده گس با تو طعم سحری داشت

توی باغ خشک خونه دست تو ترانه می داد

خستگی کوچه گردی ، بی کسی ،زندگی سردی

با نفسهای تو می مرد، با تو که نه غم نه دردی

از شبا سکوت گرفتم

از تو مهتاب شعر و رویا

شدم اونی که تو خواستی

نم نم بارون تو دریا