من گم شده ام...
در این هیاهوی شهر ، در میان مردمی از جنس سنگ،من گم شده ام...
دیوانه وار به دنبال تو می گردم
به هر طرف که می نگرم تو را می بینم
با تمام وجود به سمتت می دوم ، اما...
تا می خواهم دست هایت را بگیرم محو می شوی...
و منه گم شده باز به دنبال تو می گردم ...
غافل از اینکه تو را در خواب می بینم
و می پندارم که مرزی میان خواب و بیداری نیست . . .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 20:7 توسط سعیده
|