تو را گم کرده ام امروز...

وحالا لحظه های من...

گرفتار سکوتی سرد و سنگینند...

وچشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند...

نمی دانی چه غمگینند !!!

چراغ روشن شب بود...

برایم چشمهایت...

و نمی دانم چه خواهد شد...

پر از دلشوره ام...

بی تاب و دلگیرم...

کجا ماندی که من بی تو ، هزاران بار ، در هر لحظه می میرم...

(تمامی نوشته های من مخاطب دارن....مخاطبشم همونیه که خودش میدونه....)