شانه هايت كجاست ، اي باران ؟!
عشق ، رنگ خداست ، اي باران !
عاشقي ، كيمياست ، اي باران !
من غريبم ، غريبه اي تنها
درد من ، بي دواست ، اي باران !
گرچه در خود شكسته ام ، اما
گريه ام بي صداست ، اي باران !
يك نفر ، باز هم ، صدايم كرد
اين صدا ، آشناست ، اي باران !
من و تو ، رهسپار دريائيم
عاشقي ، سهم ماست ، اي باران !
دل من ، باز هم ، بهانه گرفت
شانه هايت كجاست ، اي باران ؟!
عاشقي ، كيمياست ، اي باران !
من غريبم ، غريبه اي تنها
درد من ، بي دواست ، اي باران !
گرچه در خود شكسته ام ، اما
گريه ام بي صداست ، اي باران !
يك نفر ، باز هم ، صدايم كرد
اين صدا ، آشناست ، اي باران !
من و تو ، رهسپار دريائيم
عاشقي ، سهم ماست ، اي باران !
دل من ، باز هم ، بهانه گرفت
شانه هايت كجاست ، اي باران ؟!
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 6:59 توسط سعیده
|