از تو...
این بار حصار کلمات را می شکنم و
دلم را به قاصدک های آواره می بخشم
برای تو گفتن نیازی به کلام نیست
ازتوکه بگویم اشک ها بی بهانه از آسمان کلامم می بارند
واژه ها در رگ سخنم می جوشند و
جملات در قلبم به رقص درمی آیند
وقتی از تو می گویم زمین رهایم می کند
تا به آسمانی ترین شعرها عروج کنم و
از شاخه ی معرفتت بیتی بچینم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 7:52 توسط سعیده
|