من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

همه اندیشه ام،اندیشه ی فرداست

وجودم از تمنای تو سرشار است...

زمان در بستر شب خواب و بیدار است

هوا آرام،شب خاموش،راه آسمان ها باز

خیالم چون کبوتر های وحشی می کند پرواز...

نگاهم باز حیران تو خواهد ماند،

برای دیدنت سراپا چشم خواهم شد . . .