سخن دوستان
سکوت می کنم.
و
تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.
سکوت
مرا به به تو خواهد رساند
ای صدای زندگی
در چهره ی عشق
به کدامین
محراب عشق
نماز عاشقی را ادا می کنی
من وضوی عشق را
به نیت دستان تو گرفته ام....
نویسنده: مهدی
روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند
در روز موعود همه ی مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند،
و
تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.
.................................................
کاش می شد زندگی دقایقی از حرکت بایستد
و می شد از مسیر زندگی پیاده شد
و انوقت اسوده و رها پر بگیری به هر جا که می خوا هی سفر کنی
کاش می شد ثانیه ها رامتوقف کرد
و با نگه داشتن عقربه ها زمان را نگه داشت
و مثل کودکان بدون فکر و خیال
ساعت ها در کوچه های ذهن به بازی مشغول بود
کاش می شد به عمر گفت کنار بکش !!
من بدون تو این زندگی را می خواهم
کاش می شد زندگی کرد بدون هیچ خیالی
کاش می شد .. کاش می شد ...
نویسنده : حسن
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:51 توسط سعیده
|