کابوس تنهای
شبها تا صبح بیدارم.... خوابهم با ماقهراست....دیگر به سراغ ما نمی اید....ارام نیستم.... دل کوچکم میلرزد..... تورا میجویم .... ببین چشمهایم با من قهر است ... شده بی فروق وکم سو..... تورا میجوید از بس.... میان این همه شلوغی.... تو کجای..... بیابم تورا یک درد ....نیابم تورا درد دیگری دارد...
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 11:50 توسط سعیده
|