درد و دل عاشقانه
رسم این نبود
رسم دل من این نبود
با تمام صداقت و طراوت و خروش
معنای رود رابه پهنای آسمان جاری سازم
و تو ...
آری تو !! هیچ نبینی .....
رسم این نبود
که من در خیال خود
لحظه ای دیدار را آرزو کنم
و تو
آری تو !!
با تمام صداقت ظاهرت
در پی بادبادک های رنگارنگ و غریب
بی خبر از دلم ؛آری دلم !!؛ به تمام آسمانها سرک کشی !
رسم این نبود
آری
که من آرزوی دیدار داشته باشم
و تو ؛آری تو !؛
نه این را بفهمی
و دلت بخواهد که بفهمی !!
رسم این نبود
آری نبود !
که تو
داد از ظلم و دو رویی داشته باشی
و خودت ....
آری ؛خودت؛
............
رسم این نبود
....
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:34 توسط سعیده
|