رسم این نبود

رسم دل من این نبود

با تمام صداقت و طراوت و خروش

معنای رود رابه پهنای آسمان جاری سازم

و تو ...

آری تو !! هیچ نبینی .....

رسم این نبود

که من در خیال  خود

لحظه ای دیدار  را آرزو کنم

و تو

آری تو !!

  با تمام صداقت ظاهرت

در پی بادبادک های رنگارنگ و غریب

بی خبر از دلم  ؛آری دلم !!؛  به تمام آسمانها سرک کشی !

رسم این نبود

آری

که من آرزوی دیدار داشته باشم

و تو ؛آری  تو !؛

نه این را بفهمی

و دلت بخواهد که بفهمی !!

رسم این نبود

آری نبود !

که تو

داد از ظلم و دو رویی داشته باشی

و خودت ....

آری ؛خودت؛

............

رسم این نبود

....