روزگار تازه من...
خدایا چقدر هیاهوی این سکوت زجر اوره وچقدر فشار این غصه سنگینه.
دلم میخواد حرف بزنم و از اینهمه تنهایی و غصه و فشار تا اونجا که جان دارم بگم ولی از بس
مستاصل و دلتنگم که توان گفتنش رو هم ندارم.
دلم میخواد تو یه جمله همه چیز رو بگم و یا حتی تو یه صفحه و یا چند صفحه...اما باز
میدانم که اون زجر و دردم بیان نمیشه.
خدایا تو این سکوت و تنهایی و غم کمکم کن ..........
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:3 توسط سعیده
|