بی توبی تو مثل یخ تو دریاچه یخ یخ کردم فقط بوی خاک بود پاک داشتم اولین فریادم را تقدیم کردم آخرین حق
بی تو
مثل یخ تو دریاچه یخ
یخ کردم
فقط بوی خاک بود
پاک داشتم اولین فریادم را
تقدیم کردم آخرین حقم را
و سند زده ام اشکهایم را
نجاتم دادی با گرما
فنایت کردم با خاک
سردمه
دلم شکسته او خسته است
زیرا یکی از دریچه ها بسته است
مانده بر جا مشتی خاکستر
و من بر بالای تلی از خاکستر
یخ کردم
مثل یخ تو دریاچه یخ
یخ کردم
فقط بوی خاک بود
پاک داشتم اولین فریادم را
تقدیم کردم آخرین حقم را
و سند زده ام اشکهایم را
نجاتم دادی با گرما
فنایت کردم با خاک
سردمه
دلم شکسته او خسته است
زیرا یکی از دریچه ها بسته است
مانده بر جا مشتی خاکستر
و من بر بالای تلی از خاکستر
یخ کردم
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 19:7 توسط سعیده
|