در آغوشـم کــه می گـیــری
آنقدر آرام مـیشــــوم
که فـرامــوش می کــــنـم
بـایـد نفـس بــکـشـــم

وقتی آغوشت را به روی آرزوهايم باز می كنی
آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم
كه جز آرامش آغوشت
تمام آرزوهای خواستنی ديگر را از ياد می برم...
دوستت دارم !
آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم
كه جز آرامش آغوشت
تمام آرزوهای خواستنی ديگر را از ياد می برم...
دوستت دارم !
فقط همين!
اقلیم جغرافیای من ،
میان بازوان توست ؛
تنگ تر کن سرزمین مرا ...

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 12:53 توسط سعیده
|