هنوز هم صدای خالی از لطف و پر از شکوه ی ما ذره ای از مهرت کم نکرده است...هنوز هم نافرمانی هايمان آزرده ات نکرده است...هنوز هم رحمتت بر سر بنده ای می بارد که پر است از گناه...پر است از اشتباه...پر است از من...من بی تو!...و من چه پوچ و هيچم بدون تو...مدت هاست بغض دلتنگی را در دل نهان می کنم...رويی برای بازگشت و طلب بخشش نمانده است...هر چند که باور دارم بخشنده ی مطلقی....امروز آسمان باريد و دلم پر زد برای تو...براي خدايی که هنوز هم خدای من است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 10:36 توسط سعیده
|