عاشقانه هایم را تنها برای یک عشق کنار گذاشته ام

آن هم عشق یه تک دونه خودم

 یعنی 

امید جووووووووونم

ک تمام زندگیم شده

به عشقش نفس میکشم

زندگی میکنم

شب وروزمو میگذرونم

تا به آغوش گرمش برسم هر چه زودتر

ایشالله

بگذار
باران بیاید
و تو بیایی و بمانی
تا تمام خاطره را
زیر باران
تا یک نگاه عمیق
تا یک تبسم عاشقانه
تا لبخند
تا بوسه
تا یک آغوش گرم
پیش ببریم


تلخ است ، تلخ تلخ ، این زندگی
اما
” لب هایت ”
عجب تعادلی برقرار کرده است …
شیرین است ،شیرین شیرین …
در برابر این زندگی …


بوسه هایت انار را می ترکاند ،
نفس هایت سیب را می رساند ،
آغوشت ابر را می باراند
پاییزترینی تو !


دیگر هیچ مزه اى دلچسب نخواهد بود
من تمام حس چشاییم را روى لبانت جا گذاشته ام …