عاشقانه هایم را تنها برای یک عشق کنار گذاشته ام
آن هم عشق یه تک دونه خودم
یعنی
امید جووووووووونم
ک تمام زندگیم شده

به عشقش نفس میکشم
زندگی میکنم
شب وروزمو میگذرونم
تا به آغوش گرمش برسم هر چه زودتر
ایشالله

بگذار
باران بیاید
و تو بیایی و بمانی
تا تمام خاطره را
زیر باران
تا یک نگاه عمیق
تا یک تبسم عاشقانه
تا لبخند
تا بوسه
تا یک آغوش گرم
پیش ببریم

تلخ است ، تلخ تلخ ، این زندگی
اما
” لب هایت ”
عجب تعادلی برقرار کرده است …
شیرین است ،شیرین شیرین …
در برابر این زندگی …

بوسه هایت انار را می ترکاند ،
نفس هایت سیب را می رساند ،
آغوشت ابر را می باراند
پاییزترینی تو !

دیگر هیچ مزه اى دلچسب نخواهد بود
من تمام حس چشاییم را روى لبانت جا گذاشته ام …
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:53 توسط سعیده
|