***خوشـبــختــــــــــــــــــــــــــــــی****

زندگی ام رنگ و بوی دیگری گرفت از زمانیکه مرا به سرزمین عشق هدایت کردی
آن زمان که ردپایت را بر کوچه پس کوچه های قلبم نهادی وباران مهربانیت بر آسمان ابریه
دلم باریدآن زمان بود که تپش های قلبم نام تو را صدا میزدند هرلحظه و هر ثانیه ترانه ی
زندگی ام با نام تو سروده میشود که ناقوس عشق همه ی زمین و زمان را به وجد در می آورد!
همنفسم؟؟؟ فقط برای تو می نویسم،قلمم با تمام وجود فقط برای تو به حرکت در می آید ولی
حتی وسعت نگاهت را نمی توانم
بنویسم،حروف از دستانم میگریزند درحالیکه
همه ی وجودم در ترنم نگاهت غرق شده است!
آرامش باتو بودن را به همه ی دنیا نمیدهم و چه زیباست وقتی درخاطراتم جزتو کسی و چیزی را
نمی بینم وچه زیباست وقتی در رویاهای یکدیگر آنقدر شریک می شویم که در آغوش یکدیگر
با دنیایی از خوشــبــختـــــــــــی خواب میرویم
و
صبح زندگی ام با یاد تو روشن میشود....!